نگاشته شده توسط: diplomat52 | نوامبر 6, 2009

پارادوکس

من دو مدل حکومت، یک انقلاب خونین ، یک جنگ نفرت انگیز، ویک تکرار تاریخ رادیده ام

میان یک پارا دوکس گیر کرده ام :

بنظر شما صلح وآرامش  از حقيقت بهتر نیست؟

خودم که دلایل بسیار زیاد و محکمی برای رد این پرسش دارم منتها هنوز هم بعضی اوقات 

این سوال از اون ته مهای دلم خودشو نشون میده و منو درگیر بعضی حقایق میکنه

فعلا که حرکت کلی من کاملا برخلاف این پرسش است.


پاسخ‌ها

  1. اين سوال به ظاهر ساده باعث شد حسابي فكركنم .جوابش كه خيلي سخت بود.به خصوص براي آدمهايي مثل شما كه اون خط بالا را كامل گذروندن و من كه نصفه نيمه.اها الان جوابه اومد:گاهي ترجيح ميدم صلح و آرامش باشه تا حقيقت.گرچه عداب وجدان اون آرامش را مقداري بهم ميريزه ولي مي ارزه در مجموع. فقط حيف كه اعتياد آوره متاسفانه.

  2. و شاید هم حقیقت بتونه آدم رو به آرامش بیشتر و با ثبات تری برسونه..

    • شاید هم اینطوری باشه که شما میگید
      اما بهای اون حقیقت چقدر است؟

  3. آقا من یه جوری فکر میکنم منظورت اینه که بزنیم به در بیخیالی دیگه! نه غلام؟

    • نه !!!
      منظور نویسنده شاید برعکس بوده اینطوری هم فکر کردی به مسئله؟

  4. آره خب.الان که فکر میکنم میبینم من اصلا به سمت آرامش حرکت نمیکنم. همیشه رفتن تو دل حقیقت رو بیشتر دوست داشتم!

  5. حقيقت ؟
    آيا مطمئنيد حقيقتي كه مي بينيم سراب نيست ؟

  6. حقیقت رو ترجیح میدم و هرچیزی که بهایش باشد می پردازم .
    وقتی با حقیقت روبرو بشم ممکنه در ظاهر آرامشم بهم بریزه و ازم صلب بشه اما آرامش درونی ام رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم .
    هرگز آرامش مجازی رو نمیخواهم .

  7. این حقیقت که قدرت ما در همبستگی است را فراموش کردیم و30 سال تاوان آنرا دادیم و هیچ حاکمی بدون پشتوانه مردمی ماندگار نیست .بیاییم این برگ از تاریخ را که در حال ورق خوردن است را بی تاثیر نگذاریم.

  8. خب میشه در مورد صلح و آرامش بحث کرد چون کیفیت صلح و آرامش هم مهمه، که ممکنه در اون حقیقت نهفته باشه اگه اینو نادیده بگیریم فکر کنم به خطا رفتیم


یک پاسخ بگذارید

پاسخ شما:

دسته‌ها