من دو مدل حکومت، یک انقلاب خونین ، یک جنگ نفرت انگیز، ویک تکرار تاریخ رادیده ام
میان یک پارا دوکس گیر کرده ام :
بنظر شما صلح وآرامش از حقيقت بهتر نیست؟
خودم که دلایل بسیار زیاد و محکمی برای رد این پرسش دارم منتها هنوز هم بعضی اوقات
این سوال از اون ته مهای دلم خودشو نشون میده و منو درگیر بعضی حقایق میکنه
فعلا که حرکت کلی من کاملا برخلاف این پرسش است.

اين سوال به ظاهر ساده باعث شد حسابي فكركنم .جوابش كه خيلي سخت بود.به خصوص براي آدمهايي مثل شما كه اون خط بالا را كامل گذروندن و من كه نصفه نيمه.اها الان جوابه اومد:گاهي ترجيح ميدم صلح و آرامش باشه تا حقيقت.گرچه عداب وجدان اون آرامش را مقداري بهم ميريزه ولي مي ارزه در مجموع. فقط حيف كه اعتياد آوره متاسفانه.
توسط: parastookesefid در نوامبر 7, 2009
در 1:15 ق.ظ
و شاید هم حقیقت بتونه آدم رو به آرامش بیشتر و با ثبات تری برسونه..
توسط: پاپوش در نوامبر 7, 2009
در 2:21 ب.ظ
شاید هم اینطوری باشه که شما میگید
اما بهای اون حقیقت چقدر است؟
توسط: diplomat52 در نوامبر 7, 2009
در 10:30 ب.ظ
آقا من یه جوری فکر میکنم منظورت اینه که بزنیم به در بیخیالی دیگه! نه غلام؟
توسط: بدنویس در نوامبر 7, 2009
در 10:24 ب.ظ
نه !!!
منظور نویسنده شاید برعکس بوده اینطوری هم فکر کردی به مسئله؟
توسط: diplomat52 در نوامبر 7, 2009
در 10:28 ب.ظ
آره خب.الان که فکر میکنم میبینم من اصلا به سمت آرامش حرکت نمیکنم. همیشه رفتن تو دل حقیقت رو بیشتر دوست داشتم!
توسط: بدنویس در نوامبر 7, 2009
در 11:01 ب.ظ
حقيقت ؟
آيا مطمئنيد حقيقتي كه مي بينيم سراب نيست ؟
توسط: MerCeDeh در نوامبر 8, 2009
در 3:38 ب.ظ
حقیقت رو ترجیح میدم و هرچیزی که بهایش باشد می پردازم .
وقتی با حقیقت روبرو بشم ممکنه در ظاهر آرامشم بهم بریزه و ازم صلب بشه اما آرامش درونی ام رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم .
هرگز آرامش مجازی رو نمیخواهم .
توسط: بانوی باران در نوامبر 8, 2009
در 6:05 ب.ظ
این حقیقت که قدرت ما در همبستگی است را فراموش کردیم و30 سال تاوان آنرا دادیم و هیچ حاکمی بدون پشتوانه مردمی ماندگار نیست .بیاییم این برگ از تاریخ را که در حال ورق خوردن است را بی تاثیر نگذاریم.
توسط: سعید در نوامبر 10, 2009
در 2:55 ب.ظ
خب میشه در مورد صلح و آرامش بحث کرد چون کیفیت صلح و آرامش هم مهمه، که ممکنه در اون حقیقت نهفته باشه اگه اینو نادیده بگیریم فکر کنم به خطا رفتیم
توسط: MiLaD در نوامبر 10, 2009
در 5:11 ب.ظ