امروز از صبح روز سمینار بود و کارگروههای آموزشی.
بقدری سخنرانی و مطلب بخورمان دادند که دیگر منگ شده بودیم از بیخ !
توی برنامه امروز هم یک بازدید از یک کارخانه را هم گنجانده بودند که دیگر آخر کسالت بود.
امابخاطر پذیرایی خوبشان بخشیده شدند . ;)
نکته ایی که بشدت توی چشم میخورد مراقبت بیش از حد و مصرانه مدیران کارخانه از پرسنلشان بود
در برابر آنفولانزای نوع A.
که بسیار هم بنظر من شایسته بود.
همه ما را دم در نگاهبانی مجبور کردند دستهایمان را بشوریم وضد عفونی کنیم
چه آقایان وچه خانمها فرقی نمیکرد.
و بعد از آن هم بدون ماسک اجازه نداشتیم قدم از قدم برداریم.
بهرحال درست بود که امروز با تمام حاشیه هایی که عجینِ با این اپیدمی جدید شده بود
ولی مانع از این نمیشد که اخبارِسبز خیابان دهان بدهان و بصورت پچ پچ ودرگوشی
در کل سالن نگردد و هر سه ثانیه یک بار یک صلوات توی روح فلانی نرود،
که چرا ریده است به موبایلها.

یه وقتهایی خیلی دلم میگرفت و به حال ملتمون افسوس میخوردم و میگفتم آخه چقدر میتونیم بی غیرت باشیم، ولی سر این برنامه ها به همشون افتخار کردم و تونستم دوباره عاشق مردممون بشم و این خیلی حس قشنگی بود.
زنده باد ایرانی و به امید ایرانی سبز.
توسط: ندا در نوامبر 5, 2009
در 11:19 ق.ظ
مهمترین نتیجه ای که خانوم های عزیز می تونن از این پست بگیرن اینه که : آقایون محترم در هر موقعیتی اگه به شکمشون رسیدگی بشه….یوهوووووووو….;)
توسط: پاپوش در نوامبر 5, 2009
در 4:55 ب.ظ
فقط موبایل نبود که کل اینترنت رو زدن از بیخ فیلتر کردن .
توسط: بانوی باران در نوامبر 6, 2009
در 7:27 ب.ظ