بابا گفت :”خب هر چی ملا یادت داده رو ول کن فقط یک گناه وجود داره و والسلام.
ان هم دزدی ست.می فهمی چه می گویم؟”
مایوسانه آرزو کردم ای کاش می فهمیدم و گفتم:” نه بابا جون”
بابا با بی حوصلگی اهی کشید و ادامه داد:
” هر گناه دیگری هم دزدی ست.
اگر مردی را بکشی یک زندگی را می دزدی .
حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی .
وقتی دروغ می گویی حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی
وقتی تقلب می کنی حق را از انصاف می دزدی.
می فهمی؟”
.
.
فهمیدم.
بادبادک باز.خالد حسینی

كتاب بادبادك باز همين چند روز پيش رسيده دستم دارم ميخونمش !
( هزار خورشيد تابانش رو خوندم )
توسط: زيباي شب در نوامبر 3, 2009
در 8:14 ق.ظ