“در خیابان زیر نور خیره کننده آفتاب ایستاده ام.
نمی دانستم به کدام سمتی بروم.
از تمام آن کتابهایی که بهشان سوگند خورده بودم در این لحظه نیاز،حتی یک عبارتش به کمکم نمی آمد”
=================
تصمیم گرفتم که کتابی را دوباره از نو شروع بخواندن بکنم.
با اینکه هنوز دو سه جلد کتاب آکبند دارم
وهمانطور دست نخورده در کتابخانه ودر صف انتظار خواندن نشسته اند.
ولی نه اسمشان و نه ترکیب جلدشان مرا راضی به خواندشان نمیکند.
دنبال یک چیز خیلی خاص بودم.
بنابراین رفتم بپای کتابخانه ام و ایستاده و دست بر سینه شروع به نظاره آنها کردم.
میدانستم که خودش مرا پیدا خواهد کرد و مرا بسوی خویش فراخواهد خواند.
آری همینطور هم شد درست بعد از دو سه دقیقه خودش مرا پیدا کرد و صدایم کرد.
«تنهایی پرهیاهو» اثر بـُهومیل هرابال نویسنده چک تبار.
همانجا بیاد جمله بالا افتادم.
داستان کتاب بطور خلاصه بدین شرح است:
«هانتا» در يك كارگاه بازيافت كاغذ باطله كار ميكند،
جايي كه كتابهايي در شكلها و موضوعات مختلف در دستگاههاي پرس كوبيده ميشوند
و بعد خمير ميشوند.
اما «هانتا» در اين شغل نه تنها نسبت به كتاب بيتفاوت نشده بلكه عشقي عميق و ديوانه وار
میان وی و کتابها ایجاد میگردد.
هانتا خمیر کردن کتاب ها را امری غیر انسانی می پندارد…
و احساس می کند همزمان با از بین بردن آنها نویسنده هاشان را هم پرس می کند.
او برای فرار از این عذاب وجدان و برای راحت تحمل کردن اوضاع ،
مدام مست می کند…و تو نمی فهمی کدام یک از مشاهداتش توهم است و کدام یک واقعیت!
وی سی و پنج سال تمام است که این کار را انجام میدهد.
فقط میتوان گفت که یک روایت ناب و بی نظیر از تنهایی با کتاب را میتوانی با خواندن این کتاب مزه مزه کنی.
دنیای یک کارگر ساده که در خلوت خود دنیا را مسخره میکند
و اطرافش را سروصدای فاظلابهای پراگ و موشهای آن و منازعه مابین آنها
و سمفونی بی پایان صدای رفت وبرگشت پرس هیدرولیک کاغذهای باطله پرکرده است.
نثر این کتاب مرا یاد کتاب تهوع نوشته سارتر می اندازد.
حالتهای مالیخولیایی “هانتا” بطرز شگفت انگیزی دوست داشتنی است.
شاید از نظر بعضی فضای ان کمی تیره وسیاه بنظر برسد
ولی با جلوتر رفتن داستان خواننده پی به اشتباه خویش میبرد و کتاب را بسیار شیرین واغوا کننده میابد.
بی اغراق میتوانم بگویم که با خواندن این کتاب شما بیشتر از ده ها کتاب در زمینه های مختلف ،
تاریخی ، ادبی، هنری و… را مرور کرده اید. اطلاعات را بطرز زیبایی بشما منتقل میکند.
توصیه میکنم >>>>>> اینجا <<<<<< را نیز حتما مطالعه کنید. واقعا جالب توجه است.
بهرحال شما را نمیدانم ،
ولی سرگرمی روز جمعه من پیدا شد .میدانم که بازهم از خواندنش لذت خواهم برد.
=========================
” نه، آسمان عاطفه ندارد، ولی احتمالا چیزی بالاتر از آسمان وجود دارد
که عشق و شفقت است، چیزی که من مدتهاست آن را از یاد بردم”
=========================
نام کتاب:تنهایی پر هیاهو
نویسنده:بهومیل هرابال
مترجم:پرویز دوایی
چاپ اول:1383
چاپ ششم:1387
قیمت:1900 تومان
نشر:کتاب روشن